تبلیغات
شعر عاشقونه - خداحافظی
خداحافظی

میدونی امـــروز روز بـــــزرگیه!
آخــه بـــاز وقــت خداحــافـــظـیه!
با تو دنـیـا یـــه جـورایی آبی بود
با تـو شـب، آسمـونم مـهـتابی بود
با صدات آشنا بـودن زمـزمه هام
نبـودی، ترانـه‏هـات بـودن بـاهـام
با تو مهـربون بودن رنگ چشـام
یاد هیچ کس رو نذاشـتن پیش پام
با تو حـتی اگـه بارون میـگرفـت،
هـمه جـا رنگ بیـابون میـگرفـت،
نـمی تـرســیدم هـراسـون نـبـودم
با تـو مـثـل بـیـد مجـنـون نـبـودم
وقـتی دیدمتت چشات بارونی بود
غـم دنـیـا تـو دلـت زنـدونــی بـود
گـفـتـم از دلـت میـشـورم غــمارو
بـر می گـردونـم بهـت شــادیــارو
اومـدم تـا مـهـــربون تـو بـاشــــم
همــدم شـــیرین زبون تو باشــــم
اومــدم تا دلـت آروم بـگــــیــــره
دوباره ترانه‏هات جون بگـیــــره
اومــدم که همســـفر بشــم باهات
بـگـیـرم خســتگــیا رو از پاهات
خواســتم عاشــقـت کـنـم اما نشـد
عشــق مـن تـوی دل تو جـا نشــد
نشــد از خودم بگــم یکــم بـرات
تا شـــاید بفـــهـمی لایـقـم بــرات
نشــــد از نـگـام بخــونی حـرفمو
نگــرفـتی دوتا دســت ســـردمــو
تو خواستی که من عاشقت باشـم
چطوری میشـــد شــقایقت باشــم؟
حالا روز و شب برام فرق نداره
مثل اون وقتا چشــام بآآرق نداره
حالا خیلی وقـتـه که جـات خـالیه
تــو نــمــیـدونی دلــم چـه حــالیه
کی دیگه میشـناسه خنده هامونو؟
کی میفهمه حرف گریه ها مونو؟
کی میدونه تو کجایی، من کجـام؟
کی ستاره می شماره توی شـبام؟
کی برامون خبر از هـــم میاره ؟
کی میدونه دلامون چی کم داره؟
کی میدونه ما چه حرفایی زدیـم؟
کی میفهمه ما خوبیم یا مهه بدیم؟
کی میتونه بگه تقصــیر کی بود؟
این جــدایی تو بگو کار کی بود؟
هیچ کــی ما رو یه جا باهم ندیده