تبلیغات
شعر عاشقونه - عاشق تو بودم و هستم به خدا
عاشق تو بودم و هستم به خدا

عاشق تو بودم و هستم به خدا

چرا همش بهم میگی میخوام بشم ازت جدا

به خدای آسمونا تو بدون

یه لحظه بی تو موندنم مساوی میشه با جنون

به اون خدایی که میپرستی ای عزیز

از همون لحظه که رفتی من شدم بدجور مریض

شب و روز چشم به در گریه کنان میشینم

تنها آرزوم اینه کنار تو بنشینم

یاد اون روزا همش جلوی چشمهای منه

روزایی که ندونستم آخرش غمه

باشه اشکالی نداره تو برو

منم میکشم رو دوشم درد بی تو بودنو

(نویسنده:جواد همایی)